|
به نام خداوند عشق و زيبايي

سلام سلام سلام
من بازم اومدم.......
ساعت ۶ صبح روز جمعه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۸۷
هواپیمای تر کیش ایر ...
پرواز به سوی استانبول...
۳ ساعت بعد.. توقف یک ساعت و سی دقیقه ای در فرودگاه استانبول...
و
پرواز بسوی سرزمین ماتادورها...
حدودا ۴ ساعت بعد ....
فرود در فرودگاه مادرید ..
اینجا اسپانیا و شهر مادرید است...
اميدوارم قسمت بشه و همه ي شما دوستان گلم
به اين كشور زيبا سفر كنيد......
من به همراه اعضاي گروه از طرف شبكه جام جم
براي اجراي جشني به نام شبي با ايرانيان
به دعوت از سفارت جمهوری اسلامی ايران
در شهر مادريد عازم اين كشور شديم....
جای همتون خالی...
در اين پنج روز ما ميهمان سفارت ايران
و ايرانيان خونگرم مقيم مادريد
بوديم كه واقعا سنگ تمام گذاشتند
و مسافرتي بسيار خاطره انگيز هم براي من
و همه ي اعضاي گروه رقم خورد....
شهر مادريد شهري تاريخي و زيباست
كه داراي ميادين و بناهاي تاريخي با قدمت زياد مي باشد
كه البته در همين پست تعدادی از عكسهاي
سفر را برایتان مي گذارم ......
به هر حال كه بسيار
خوش گذشت .......
جاي همه ي شما دوستان خالي...........
خوب از اسپانیا و مادرید که بگذریم
نوبت میرسد به چند مطلب جالب و خواندني
كه خودم از خواندنشون لذت بردم
اميدوارم شما هم خوشتون بياد....

به سقوط برگ های زرد نگریستم.
به افتادن قطرات باران نگریستم.
به صعود گل های قاصدک نیز نگریستم.
و آنگاه دریافتم که تا پیغامی در دل نباشد ،
زیبا نیستی.
اگر لایق پیغام باشی و ظرفیت آن را
داشته باشی می توانی پرواز کنی و اگر نه ،
زرد و رنجور می شوی از این کیمیا مثل برگ ها …
و یا ناتوان از همراهی ابر مثل باران …
خدایا !
به من ظرفیت بده ...
هستي ..... تو در جهان تصادفي نيستي .
هستي به تو نياز دارد .
بدون تو چيزي در جهان كم خواهد بود
و هيچكس نمي تواند جاي آن را پر كند .
اين همان چيزي است كه به تو عزت و عظمت مي بخشد ،
اينكه كل هستي ،
تو را كم خواهد داشت .
ماه و خورشيد و ستارگان ، درختان ، زمين و پرندگان –
هر چيزي در كائنات حس خواهد كرد كه جايي خالي وجود دارد كه جز تو
هيچكس نمي تواند آن را پر كند . اين امر شادي عظيمي به تو مي بخشد ؛
اين احساس سرور آميز كه تو به جهان وصل هستي ، و هستي مراقب توست .
وقتي كه پاك و روشن شوي ،
شاهد عشق عظيمي خواهي بود كه از تمام جهان بر تو فرو مي بارد .

تا باران نباشد رنگین کمان نیست
تا تلخی نباشد شیرینی نیست
و همین دشواری هاست که از ما
انسانی نیرومند تر و شایسته تر می سازد...

وقتی می ترسی به پشت سرت نگاه کنی
و از نگاه کردن به جلو وحشت داری
کنارت را نگاه کن حتما
بهترین دوستت آنجا خواهد بود………
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...
به جز مداد سفید... هیچ کسی به او کار نمی داد؛ همه می گفتند:
{تو به هیچ دردی نمی خوری}... یک شب که مداد رنگی ها،
توی سیاهی کاغذ گم شده بودند؛ مداد سفید تا صبح کار کرد...
ماه کشید...
مهتاب کشید. و آنقدر ستاره کشید
که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توی جعبه ی مداد رنگی...
جای خالی او، با هیچ رنگی پر نشد...

پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.
محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.
لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.

بچه ها به ۵ دلیل دوست داشتنی هستند :
۱- گریه می کنند چون گریه کلید بهشته .
۲ - قهر که می کنند زود اشتی می کنند چون کینه ندارند .
۳- چیزی که می سازند زود خراب می کنند
چون به دنیا دلبستگی ندارند .
۴- با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند .
۵- خوراکی که دارند زود می خورند
و برای فردا نگه نمی دارند
چون ارزوهای دراز ندارند...


و در اخر..
بيياييد اذان عشق را در وقت ايمان جاری سازيم بييایید از طاق اسمان مودت خداوند
خوشه های محبت را هديه بگيريم بياييد حضور را با زر ورق
بستگی جانی دوباره بخشيم بياييد بر بلندای زورق اشتياق
بيرق فنا را به پا داريم و خلاصه انکه بياييد تنها از عشق
درس يگانگی را بياموزيم...

خوب دوستان عزيز اميدوارم
از اين مطالب خوشتون اومده باشه.....
حالا اگر موافق باشید برسیم
به عكسهاي اين پست كه مربوط به
سفر ما به كشور اسپانيا و
شهر زيبا و تاريخي مادريدهست.........
و اما اولین عكس در میدان سل مادرید...

من (بابا سرخوش) و مهرداد (اقاجون سلیمون)...
یه عکس یادگاری با اقا گاو...

اینم خودم در مرکز شهر مادرید....

اینم یه عکس یادگاری با یک ماشین قدیمی
در کوچه پس کوچه های شهر مادرید...

اینم یه عکس یادگاری در جلوی درب
مجلس شهر مادرید...
به همراه تعدادی از همکارانم...

اینم جلوی یه بستنی فروشی انداختم...

اینم من و اقای جاوید نیا در کنار یک خانم هنرمند...
که خودشو به شکل فرشته ها در اورده بود...

تو این میدان که متاسفانه اسمش رو یادم رفته
هر جور جنس عتیقه ای که میخواستی پیدا می شد...
و هنرمندان زیادی هنر خود را به نمایش
گذاشته بودند از جمله نقاشان و
هنر مندانی که خود را به شکلهای
مختلف و زیبا در اورده بودند...

اینم یک عکس با بکراند زیبا در خیابانی که
دفتر رایزنی ایران در ان قرار داشت...
من و مهرداد به همراه اقای براتیان در یکی
از رستورانهای مادرید...

بازم یه عکس یادگاری در خیابانهای مادرید...

اینم یه عکس یادگاری در حیاط سفارت...

اینم بابا سرخوش و اقای جاوید نیا قبل از اجرای برنامه
برای ایرانیان مقیم مادرید...

اینم یه عکس یادگاری اقاجون سلیمون و بابا سرخوش
به همراه سفیر جمهوری اسلامی ایران
در مادرید..
جناب اقای صالحی ...
بعد از اجرای برنامه شبی با ایرانیان...

اینم یه عکس یادگاری جلوی درب اصلی استادیوم
سانتیاگو برنابئو...
باشگاه رئال مادرید...
برای طرفداران این باشگاه
و هم چنین خودم ....
جالب اینجا که این استادیوم در مرکز شهر
مادرید واقع شده...

یه عکس یادگاری با یه ماشین پژو ۳۰۷...
قرمز گوجه ای بسیار زیبا در جلوی
هتل محل اقامت...
و اما اينم اخرين عكس اين پست
من و اقاي جاويد نيا
در مركز شهر مادريد...

البته عكس ها از مادريد بسيار زياد هستند
ولي به علت اينكه حجم اين پست زياد
نشود در اين پست نگذاشتم
سعي ميكنم در پستهاي بعدي
باز هم از عكسهاي مادريد
براتون اپلود كنم...

به پايان امد اين دفتر
حكايت همچنان باقيست...
خوب دوستان عزيزم اميدوارم از اين پست هم
لذت برده باشيد...
تشكر ميكنم كه باز هم وقت گرانبهاتون رو
در اختيار اين وبلاگ گذاشتيد...
دوستاني كه تازه به وبلاگ من اومديد
اگه دوست داريد لينك بشيد
با اسمي كه ميخواهيد
لينكتون كنم
نظر بذاريد..
دوستون دارم يه عالمه
هر چي بگم بازم كمه
خدا نگهدار...
التماس دعا...
يادت نره اين پايين نظر بدي ها..
|