به نام خداوند بخشنده مهربان
ایام سوگواری سالار شهیدان
ابا عبدا...الحسین(ع)
بر تمام سوگواران ان حضرت تسلیت باد.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است....

وقتی حسین یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره
تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه
زیباترینها دم به دم غرق تماشا شده اند یوسف ها بنده رخ یوسف لیلا شده اند
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره
آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی
تا سوی میدان راهی شد به طرف لشگر اومد یکسره دشمن می خونه والله پیغمبر اومد
اگر به هنگام نبرد شجاع و بی همتا بود استاد جنگاوریش عباس دلربا بود
وقتی حسین به علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه
ماه رخش دل می بره جلوه روز محشره حقا که پیر و مرشدم سلطان علی اکبره


محرم آمد دلــم را غــم گرفت بــهر زیــنب عــالمی ماتم گرفت
سوز اهل آســـمان آید به گوش ناله صاحــــب زمان آید به گوش
جان اهل بیت عصمت بر لب است کاروان ســـالار آنها زینب است
ســینه ها آمـــاج رگبار بلاســــت جای زخم ریسمان بر دستهاست
قلــبها پر ِشـــکوه از بی داد بود رهنــــمای قـــبرها ســــجاد بود
جمله مســتان سوی ســاقی آمدند مســت مســت از جــام ساقی آمدند
آمــده هـــمراه دخـــت بو تـــراب بر ســر یک قـــبر کلثــوم وربــاب
رهــــبر زیـــنب امـــام راســتین حــجت حــق بـود زین الـــــعابدین
با کلامــش عــمه را مغموم کرد تاکه قـــبر یــار را مـــــعلوم کـــرد
زـنب از مژگان خود یاقـوت سَُفت ماجــرای این ســفر را باز گــفت
گــفت :ای سالار زینب ! الســلام ماه شــــام تــــار زیــنب الســلام
بــر تـــــــو پیـــغام ســفر آورده ام از فـــتوحاتــــم خـــــبر آورده ام
پــــیکرم نیلی شد ومویـــم ســـفید از فراقـــت یا اخـــا قدّم خـــمید
کرد با من این مـــسیر عشق طــی راس تو مــنزل به منزل روی نی
حسین من ، حسین من ، حسین من
التماس دعا...